بماچم :)

خرید بک لینک
چون قضیه بیماریم با قضیه زینب گره خوردهمجبورم هر دو رو با هم ببرم جلوشما میدونید از 13 بهمن ماه 93با زینب اشنا شدم و خیلی صمیمی شده بودیم!قضیه بیماریم برای شهریور 94 هست!درسم دیماه 94 تموم میشد!وباید برای سربازی اقدام میکردماز شهریور کارای سرب بماچم :)...

ما را در سایت بماچم :) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:31

اول باید بگم دوستان قضیه تومور مال سال قبل هست نگران نشید :|لااقل تاریخ هارو تو پستم دقیق بخونید! :))...شهریور94 دکتر نظام وظیفه برام MRI نوشتتا برم نوبت MRI بگیرم ووانجامش بدم و جوابش بیاد وباز مراجعه کنم به دکتر که ببینم حرف دکتر چیه!شده بود بماچم :)...

ما را در سایت بماچم :) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:31

روز های قشنگ داشت تمام میشدبالاخره نوبت ان رسید که بروم پیش جراح و نوبت عمل بگیرماین بار مادرم نیز با من امددکتر به مادرم گفت اگر محمد زنده از عمل بیرون بیاد سمت چپ صورتش فلج خواهد شد!مادرم گفت چاره ای دیگر نداریم امیدمان به حضرت زهراست!دکتر نوب بماچم :)...

ما را در سایت بماچم :) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:31

ساعت 6 بعد از ظهر در ای سی یو بهوش اومدم!اشک تو چشمام جمع شده بود که خدا فرصت زندگی بهم داده(اصلا فکر نمیکردم زنده بمونم)خیلی تشنه بودمقبل از اینکه بگم اب!گفتم خانم پرستارعمل چطور بود؟گفت خداروشکر عالی بود!گفتم یک تماس با دکترم بگیر بگو همه تومور بماچم :)...

ما را در سایت بماچم :) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:31

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
بماچم :)...

ما را در سایت بماچم :) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:31

صفحه بندی